حميد احمدى

112

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

در نامه‌اى ديگر نيز به واليان توصيه مىكند : « با دانشمندانْ فراوان گفتگو كن و با حكيمانْ فراوان سخن در ميان نه » . « 1 » امام على عليه السلام و تربيت نخبگان بزرگ شيعى على عليه السلام بخشى از عمر با بركت خويش را به تربيت نخبگان و فرهيختگان سياسى ، اجتماعى و دينى اختصاص داد ؛ بزرگانى كه هر يك نمادى از انديشه و عمل اسلامى بودند . در واقع براى جاودانگى و تعميق يك انديشه ، تفكر و فرهنگ ، همواره تربيت و پرورش مردان و زنانى لازم است كه از توان فكرى و ذهنى ، ويژگىهاى اخلاقى و رفتارى و در مجموع از ادراك ، عمل درست و موقعيت‌شناسى برخوردار باشند . اين رسالت بزرگى است كه رهبران خردمند و هوشمند مكاتب و اديان بر دوش دارند و اگر به نيكى از عهده آن برآيند ، با فراز و فرودهاى دولت‌ها و قدرت‌ها ، انديشه و راه آيينشان محو نخواهد شد ، بلكه به صورت جريانى فكرى و فرهنگى ، نهضتى را ايجاد خواهد كرد . امام على عليه السلام در بخش‌هايى از خطبه‌ها و نامه‌ها به چنين مردان و زنانى اشاره دارد كه در وارستگى و كمال انسانى ، درك معنويت و بينش اسلامى و پايدارى و عمل درست ، نمونه و سرآمد بودند . عنصر اساسى در فرايند تربيت بزرگانى كه هر يك از رهبران بزرگ الهى بودند - و از همين‌رو همواره مورد بغض و كينه دشمنان قرار داشتند - محبت و جذبهء بىنظير امام على عليه السلام بود ؛ چنان‌كه استاد مطهرى مىگويد : مسلّماً ملاك دوستى او جسم او نيست . . . و باز محبت على از نوع قهرمان‌دوستى كه در همه ملت‌ها وجود دارد نيست . هم [ چنين ] اشتباه است كه بگوييم محبت على از راه محبت فضيلت‌هاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانيت است . درست است كه على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه‌هاى عالى انسانيت را دوست مىدارد ، اما اگر على همه اين فضايل انسانى را - كه داشت - مىداشت ، آن حكمت و آن علم ، آن فداكارىها و از خود گذشتگىها ، آن تواضع و فروتنى ، آن ادب ، آن مهربانى و عطوفت ، آن ضعيف‌پرورى ، آن عدالت ، آن آزادگى و آزاديخواهى ، آن احترام

--> ( 1 ) . همان ، نامه 53 .